ایلیاایلیا، تا این لحظه: 16 سال و 9 ماه و 15 روز سن داره

ایلیا عشق مامان الی

بازی بازی بازی

  ایلیا وعیدی ها اینم قصه واسه عروسکها اینم تعدادی از وسایل نقلیه ایلیا جونم اینم پسر خوب وقتی مامان خرید داره ایلیای عزیز و مامان الی  و بابایی در بهار91 نفس مامان این عکس با همین ژست پارسال هم همینجا گرفتیم و تو وبلاگت هست ایلیا واسه اولین بار بدون آموزش صخره نوردی کرد   ...
28 فروردين 1391

ایلیا

  اینم از ایلیا اولین باری که پسرم واسم گل آورد  الهی من فدای دستای کوچولوت عزززززززززیزم   این نون رو اقای نانوا به همین کوچولویی واسه ایلیا سفارشی زده: عاشقتم ایلیااااااااااااااااااااااااااااااااااا   ...
23 فروردين 1391

خبر خبر

روزها سخت و شیرینی که گذشت فرشته مهربون من ،مامان الی در 2 روز گذشته کلی استرس داشت چون قرار بود تصمیم بزرگی بگیره، تصمیمی سخت که نمیدونه در آینده تو چه برخوردی با این موضوع خواهی داشت. عزیزم بابا مدتی بود که اصرار می کرد اسم شما رو عوض کنیم ولی من جدی نگرفتم تا اینکه هفته پیش قضیه جدی شد،کلی بابا اصرار کرد و من که استرس زیادی داشتم  از اینکه خیلی دیر شده بالاخره قبول کردم که قرآن تکلیف را معلوم کنه .ما اسم سامیار واسمی که بابا اصرار داشت را لای قرآن گذاشتیم و تو 3 بار اسم منتخب بابا رو در آوردی و بالاخره مامان الی تسلیم شد که اسم فرشته مهربونم بشه ایلیـــــا   ایلیای عزیزم امیدوارم این اسم که نام ...
19 فروردين 1391

نوروز 91

      سامی کوچولو ومامان الی همراه مامان جون که مهمان ما بود  روز 25 اسفند  راهی خونه مامان جون شدیم تا در مراسم سالگرد دایی رضا شرکت کنیم . بابایی هم برگشت سر کار و قرار شد 7 فروردین برگرده. خونه مامان جون  مثل همیشه کلی به سامی خوش گذشت .روز 4 فروردین هم  تولد ارشیا بود و سامی کلی براش تولد مبارک خوند عشق مامان الی هر وقت دایی آرش ودایی اشکان رو می دید میگفت راننگی راننگی ....... عاشق این بود که روی پای دایی بشینه و به قول خودش راننگی کنه.. کلی هم شیرین زبون شده بود .چند روز اول رو م...
15 فروردين 1391

نوروز

دوست جونا عیدتون مبارک                        مامان الی و سامی                         ...
15 فروردين 1391

تولد سامی

     تولد کفشدوزک کوچولوووووووووووووووو     سامی بهانه قشنگ من برای زندگی تولدت مبارک   مامان رو ببخش اگه با تاخیر برات نوشت ولی حسابی گرفتار بوده , هم درگیری کاری و هم تدارک عروسی دایی اشکان. پسر قشنگم  تو با اومدنت دنیای من و بابایی رو زیبا کردی؛ روزهایی که تو نبودی رو اصلا" یادم نمیاد انگار که من و تو با هم متولد شدیم سامی مهربون تو بهترین هدیه خدا به من وبابایی هستی.   هوررررررررررررررررررررررررررررررررررا سامیار من دو ساله شد  تولدت مبارک عزیزم از راست:علیرضا،ساغر،هادی،نگار،بنیامین،ام...
1 اسفند 1390